تبلیغات
انجمن معتادان گمنام - خطاب به خانواده

 

خطاب به خانواده

در فصل گذشته زنان جمعیّت ما طرز برخورد های مخصوصی را پیشنهاد كردند ، كه هر زنی میتواند در مورد شوهر در حال بهبود خود از آنها استفاده كند ، امّا ممكن است برای خواننده ، این شبهه بوجود آمده باشد كه شوهر را باید روی سر گذاشت و حلوا حلوا كرد ! در حالیكه بهبودی مؤفقیّت آمیز درست برعكس آن است و تمام افراد خانوده باید مشتركاً در بردباری ، تحمّل ، درك ، فهم ، عشق و محبّت با یكریگر همكاری كنند . برای انجام این كار غبغب ها باید از باد خالی شود ، معتاد ، همسر ، فرزندان و خانواده زن و شوهر ، هر كدام در مورد چگونگی برخورد با یكدیگر عقاید بخصوصی دارند و هر یك از آنها علاقمند است كه بخواسته هایش احترام گذارده شود . ما به این نتیجه رسیده ایم كه هر قدر یك عضو خانواده بیشتر از دیگران انتظار تمكین داشته باشد ، رنجیدگی دیگران بیشتر خواهد شد و یك چنین طرز برخوردهائی اختلاف و بدبختی ببار میآورد . امّا چرا ؟ آیا دلیلش این نیست كه هر یك از آنها میخواهد خود فرمانده باشد ؟ آیا هر یك از آنها سعی نمیكند صحنه خانواده را بدلخواه خود بچرخاند ؟ آیا آنها ناخود آگاه سعی ندارند بجای آنكه چیزی بزندگی بدهند ، از آن چیزی بردارند ؟

    ترك موّاد ، فقط اوّلین قدم فاصله با یك حالت شدیداً غیر عادی و پیچیده است . بقول یكی از پزشكان ، زندگی با یك معتاد مطمئناً همسر و فرزندان او را نیز بیمار و غیر عادی میكند و در واقع تمام اعضای خانواده تا حدودی بیمار هستند . خانواده ها همزمان با قدم گذاردن در این مسیر باید بدانند كه در این راه همیشه همه چیز بر وفق مراد نخواهد بود.

    هر كس بنوبه خود ممكن است دچار لغزش گردد و از جاده اصلی منحرف شود . در این مسیر میانبر های اغوا كننده ای وجود خواهد داشت . سراشیبی هائی در كنار جاده اصلی است كه میتواند منجر به انحراف ، پرت شدن و گم شدن شود .

    بگذارید بعضی از مشكلاتی را كه خانواده درسر راه خود با آن روبرو خواهد شد برایتان نام ببریم و پیشنهاداتی برای اجتناب از آنها عرضه كنیم و حتّی بگوئیم چطور ممكن است از آن ها برای كمك بدیگران استفاده مثبت كنید .

    تمام ذرّات وجود اعضای خانواده معتاد ، برای بازگشت خوشبختی و راحتی له له میزنند . آنها زمانی را كه پدر رُمانتیك ، با فكر و مؤفق بود بیاد دارند و زندگی امروز را بر مبنای آنروزها ارزیابی میكنند و در صورتی كه زندگی امروز با آنروزها برابری نكند ، ممكن است احساس ناخشنودی كنند .

    اعتماد خانواده نسبت به پدر سریعاً در حال بالا رفتن است . آنها فكر میكنند كه روزهای خوش گذشته بزودی دوباره تكرار خواهد شد و بعضی اوقات برگرداندن سریع آنرا از پدر مطالبه میكنند . آنها معتقدند كه تقریباً خدا به این حساب واریز نشده قدیمی یك غرامتی بدهكار است در حالیكه رئیس خانواده سالها تیشه به ریشه كسب و كار ، روابط زناشوئی ، رفاقت و سلامتی زده است و همه آنها یا از میان رفته و یا خسارت دیده است و ترمیم خرابی ها نیاز به زمان دارد . با آنكه بناهای جدید و بهتر ، بالاخره جای بناهای قدیمی و فرسوده را خواهند گرفت ، امّا برای تكمیل آنها سالها وقت لازم است .

    پدر میداند كه مقصر است و ممكن است مدّت ها طول بكشد تا با كار طاقت فرسا و كوشش زیاد بتواند بر روی پای خود بایستد . شاید دیگر هرگز در بدست آوردن پول زیاد توفیقی نصیبش نشود . در این مورد نباید او را سرزنش كرد . یك خانواده دانا او را برای آنچه كه سعی در بودن آن دارد تحسین خواهد كرد ، نه آنچه سعی در بدست آوردنش دارد.

    گاه از تاریكی های گذشته هیولاهائی باعث آزار و بستوه آمدن خانواده میشود . تقریباً تمام معتادین مصرف موّادشان با گریز ها و پشت پا زدن های خلاف اخلاق ، مضحك ، كثیف ، شرم آور و غم انگیزی توأم بوده است . اوّلین واكنش معمولاً دفن و مهر موم اسكلت ها در سردابی تاریك است . خانواده ممكن است تحت تأثیر این بوده باشد كه خوشبختی آینده فقط میتواند بر مبنای فراموشی گذشته بنا شود . بنظر ما این طرز تلّقی خودخواهانه است و كاملاً با زندگی جدید ما در تضاد میباشد . هنری فورد سخن دانشمندانه ای بدین مضمون ابراز داشته است : تجربه چیزی است كه قدر وقیمتی نمیتوان بر آن قائل شد امّا این فقط در صورتی صدق میكند كه شخص مایل باشد گذشته را به حساب مثبتی تبدیل كند . رشد ما ، از آمادگی و تمایل در روبرو شدن و اصلاح كردن اشتباهات گذشته مان حاصل میشود . بنابراین گذشته معتاد تبدیل به سرمایه اصلی خانواده خواهد شد و غالباً شاید این تنها سرمایه آنها باشد .

    گذشته درد آور معتاد میتواند برای خانواده هائی كه هنوز با گرفتاری خود دست و پنجه نرم میكنند ارزش حیاتی داشته باشد . بنظر ما تمام خانواده هائی كه دستگیری و كمك شده اند به آنهائی كه نشده اند چیزی بدهكارند . در موقع لزوم هر عضوی از خانواده باید با خوشحالی اشتباهات خود را از تاریكی گذشته بیرون بكشد . هر چند كه یادآوری آن دردناك باشد . چیزی كه اكنون به زندگی ما مفهوم میدهد ، انتقال آنچه كه دیگران در اختیار ما گذارده اند بتازه واردان است . در صورتی كه خود را بدست خدا بسپارید ، گذشته تاریك شما به بزرگترین دارائی شما و كلید زندگی و خوشبختی دیگران خواهد شد و با آن میتوانید مرگ و بدبختی را از آنها دور كنید .

    گاه ممكن است مسائلی را از گذشته سیاه بیرون بكشید كه آخر بلای جان شود . برای مثال مواردی بوده است كه معتاد یا همسرش در گذشته در گیر روابط نامشروئی بوده اند لیكن پس از اوّلین تجربه روحانی خود ، یكدیگر را بخشیده اند و به یكدیگر نزدیگ تر شده اند و خلاصه معجزه آشتی شامل حالشان شده است امّا پس از مدّتی طرفی كه به او خیانت شده بود ، تحت تأثیر تحریكی قرار میگیرد و پرونده های سابق را از بایگانی بیرون میكشند و با غصب خاكستر های آنرا زیر و رو میكند . بعضی اوقات زن و شوهر ها اجباراً ترجیح داده اند برای مدّتی از یكدیگر جدا شوند تا بلكه دیدگاهشان تغئیر كند و بتوانند بر غرور و احساسات جریحه دار خود دوباره چیره شوند . در بیشتر این موارد معتاد بدون لغزش از معركه جان سالم بدر برده است امّا همیشه نه . بنظر ما اگر از مطرح كردن مسائل مربوط به گذشته نتیجه مثبتی عاید نمیشود ، نباید آنرا پیش كشید .

    ما خانواده های معتادان گمنام اسكلت های زیادی در سرداب نگه نمی داریم ! همگی ما گرفتاریهای محصول اعتیاد یكدیگر را میدانیم . این مسائل در زندگی معمولی درد ها و رنج های فراوانی ببار میآورد و غیبت های مفتضحانه ، تمسخر و تمایل به سوء استفاده از اطّلاعات محرمانه و خصوصی را بهمراه داریم . در میان ما این گونه مسائل بندرت پیش میآید ، ما در مورد یكدیگر زیاد صحبت میكنیم امّا تقریباً بطور تغئیر ناپذیری عشق و اغماض را همیشه در كلام خود رعایت میكنیم .

    اصل دیگری كه ما آنرا بدقّت مراعات میكنیم ، بازگو نكردن تجربه های خصوصی و محرمانه دیگران است . مگر اینكه رضایت خود آنها پشتوانه آن باشد . بنظر ما بهتر است تا آنجا كه امكان دارد بشرح داستانهای خود بپردازیم